فريد الدين العطار النيسابوري
17
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )
باز ايّوبِ ستم كش را نگر * مانده در كرمان و گرگان پيشْ در باز يونس را نگر گم گشته راه * آمده از مه به ماهى چند گاه باز موسى را نگر ز آغازِ عهد * دايه فرعون و شده تابوت مهد باز داوودِ زرهگر را نگر * موم كرده آهن از تفِ جگر باز بنگر كز سليمانِ خديو * ملكِ پى بر باد چون بگرفت ديو باز زَكْريَا كه دل پر جوش شد * ارّه بر سر دم نزد خاموش شد باز يحيى را نگر در پيشِ جمع * زار ، سر بُرّيده در طشتى چو شمع باز عيسى را نگر كز پاىِ دار * شد هزيمت از جهودان چند بار باز بنگر تا سرِ پيغامبران * چه جفا و رنج ديد از كافران تو چنان دانى كه اين آسان بُوَد * بلك كمتر چيز تركِ جان بُوَد چند گويم چون دگر گفتم نماند * گر گُلى از شاخ مىرُفتم نماند كشتهء حيرت شدم يكبارگى * مى ندانم چاره جز بيچارگى اى خرد در راهِ تو طفلى بشير * گُم شده در جستجويت عقلِ پير در چنان ذاتى ، من آنگه كى رسم * از زَهَم من در مُنزَّه كى رسم